تاريخ : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶تک تک شهروندان بخصوص در مناطق شهری و در طبقات فرادست اداری، سیاسی، نظامی و... باید آگاه شوند که موقعیت کنونیشان ناشی از رانتها و حمایتهای سیاسی (هرچند قانونی) مراجع رسمی از آنها است و نه الزاماً بهدلیل شایستگیها، توانمندیها یا حتی سرمایه اجتماعی آنها.بهعبارتی اکثر خانوادههای طبقات بالای جامعه موقعیتشان را یا بهدلیل شایستگیهای ذاتی خود میدانند یا به علت سرمایه اجتماعی متراکم و انباشته شده. در اینجا باید تصریح کرد سرمایه اجتماعی، در این لایههای برخوردار، فیالنفسه کارکرد منفی دارد و خود منشأ رانت و فساد محسوب میشود. یعنی این سرمایه اجتماعی منشأ تولید و خلق ثروت برای جامعه نمیشود بلکه به ضرر جامعه و منافع عمومی عمل میکند.لذا فضای هنجاری باید به نحوی طراحی شود که همگان بدانند هر نوع ثروت و موقعیتی که بدون تلاش و زحمت خود فرد بهدست آمده باشد، رانت محسوب میشود و این از مصادیق فساد بهشمار میآید. اهمیت این مسأله از آنجاست که در مراودات گسترده با این قبیل طبقات و گروهها، این افراد موقعیت کنونی خود را کاملاً مشروع، طبیعی و بدیهی میدانند و حداکثر آنکه، آن را بهواسطه مقررات و قوانینی توجیه میکنند که از سوی مراجع رسمی تصویب شده است. در حالی که همچنان که قبلاً گفته شد «قانونی بودن الزاماً به معنای عادلانه بودن نیست.»2. در آشفته بازار توزیع
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
تاريخ: جمعه
20 بهمن
1396 ساعت: 1:57